فصل سیزدهم بیشعور شاکی

0

“فیلوس گفت:”خوب برو از دستم شکایت کن”

مورچوس گفت:” همین کار را می کنم”

وکیل زبردستش گفت:” پایت را بگذار رویش”

فیلوس هم گذاشت”.

افسانه قدیمی یونانی درباره فلسفه حقوق

یکی از دستاوردهای ارزشمند جوامع دموکراتیک حق دادخواهی در محاکم قضایی است. این حق بر این عقیده استوار است که یک آدم معمولی با کسی که پول و قدرت و مقام دارد در برابر قانون و قضا مساوی است.فقط یک مشکل در این میان وجود دارد: بیشعورها.

سریع ترین راه برای شکست خوردن در  مرافعه ای قضایی این است که آدم معتقد باشد سیستم قضایی بی طرف است.  دومین راه گرفتن وکیل پاک و درستکار است. (البته اگر چنین چیزی وجود خارجی داشته باشد).  زیرا فقط بیشعورها از پس بی شعورهای دیگر برمی‌آیند و این مسئله ربط چندانی به عدالت ندارد.

به همین دلیل هم هست که بیشعورها زیاد دربند عدالت نیستند. اگر بودند هیچ وقت نباید سر کله شان در دادگاه ها پیدا میشد. آنها فقط به دنبال دستاویزی برای آزار و اذیت دشمنانشان، همسایگانشان، همکارانشان، رفقای شان و کارمندان فلک زده دور و بر شانند و البته دستاویزی بهتر از قانون؟

مرافعه حقوقی ، عشق بیشعورهاست. کلاً بیشعورها عاشق  عیب گیری و آبروریزی اند و مرافعه حقوقی راه بسیار مناسبی برای این منظور است که همه  جامعه از عیب ها  و مشکلات واقعی یا خیالی ای آنها مدعی اش هستند.

البته بیشعور شاکی نیازی ندارد که برای رسیدن به هدف پلیشد هممیشه در دادگاه ها جولان بدهد.بسیاری از قوانین و مقررات مورد نظر او  را موران اجرائیات شهرداری و امثال آن به همان خوبی پیاده می‌کنند. مثلاً آدم بیشعور می‌تواند با شکایتی درست حسابی همسایه اش را مجبور کند پنجره ای را که پارسال گذاشته بوده مسدود کند.

این اواخر بیشعورهای اکتیویست کشف کرده‌اند که قانون می تواند اسلحه بسیار ارزشمند باشد. لی محلی با حرکت‌های اعتراض‌آمیز خود علیه ساخت آزادراهی که تا نیمه ساخته شده می توانند بهره برداری از آن را ۱۵ تا ۲۰ سال به تاخیر اندازند. تاخیری که هزینه اش از جیب مالیات‌دهندگان پرداخت می‌شود و دودش به چشم همه کسانی میرود که به آن آزادراه نیاز دارند.

بیشعور های شاکی هرگز راضی نمی شوند. به نظر بیشعور شاکی هرگز نه آسمان به اندازه کافی آبی است  و نه آب مرطوب و همیشه برای چیزهایی که به نظر او مشکل دارند یکی مسئول و مقصر است حتی شما دوست عزیز!

تمرین ها

۱- آیا تا به حال یک بیشعور از شما شکایت کرده است؟ عدالت اجرا شد؟ یا آن بیشعور برنده شد؟

۲-آیا تا به حال عضو هیئت منصفه  بوده اید؟ چند نفر از اعضای  هیئت منصفه بیشعور بودند؟ چند نفرشان در هنگام محاکمه  چرت می زدند؟ چند نفر از آنها قادر به حرف زدن عادی بودند؟پ

۳- اگر ریاضیاتتان خوب است محاسبه کنید که چقدر احتمال دارد یک بیشعور شاکی بتواند بیشعوری را ترک کند .

توجه: برای این کار باید با اعداد موهومی آشنا باشید.

 

 

کتاب بیشعوری-نویسنده خاویر کرمنت-مترجم محمود فرجامی-انتشارات تیسا-خلاصه شده توسط مریم دریاگرد

 

نوشتن دیدگاه