فصل ششم: بیشعور اجتماعی

0

” گاهی اوقات نیمه شب از خواب میپرم و با تعجب از خودم می پرسم  آیا بیشعورها هم در همان زمانی که سایر انسان ها تکامل یافتند روی این سیاره به وجود آمده اند یا از سیاره دیگری مثل اورانوس آمده اند؟!”

 

اریکا، قربانی بی شعورهای خانوادگی

بیماری بیشعوری از بعد فرهنگی انواع بسیار گوناگونی را شامل می شود.

مسائل عاطفی و استعداد بی شعور های اجتماعی در سوء استفاده از احساسات دیگران نیز در عدم شناسایی و افشای آنها بی تاثیر نیست. مثلاً:

۱- ممکن است از بستگان ما باشند و به همین علت چندان تمایلی به قبولی بیشعوری ایشان نداشته باشیم.

۲- ممکن است که آنها را به عنوان بهترین دوستان خود برگزیده باشیم  از این رو قبول این اشتباه چندان خوشایند نیست.

۳- ممکن است که برخوردهای نادری با این اشخاص داشته باشیم.

۴- دوست داریم فکر کنیم که بیشتر مردم طبیعی و باشعوراند.

 

مطالعات من نشان می‌دهد که محافل و موقعیت های خانوادگی بهترین وضعیت را برای رشد و گسترش بیشعوری فراهم می آورد.  خصوصا در  آن میهمانی‌های که جمعی از عمه ها و خاله ها  عمو ها و دایی ها و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها و بچه های  فامیل دور هم جمع می‌شوند تا بعد از ۲۵ سال همدیگر را ببینند. معمولاً چنین  میهمانی هایی حاصل تصمیم یک یا دو بی شعور بیکار است که به این نتیجه رسیده اند که فامیل خیلی وقت است که از هم دور افتاده اند و باید دور هم جمع شوند. همه می دانند که چرا افراد فامیل این همه سال است که دور هم جمع نشده اند،ما هیچکس جرأت اظهار آن را ندارد بنابراین هفتاد هشتاد نفر آدم که هیچ چیز مشترکی به جز نفرت از  همدیگر ندارند  تعطیلات مصیبت آمیزی را در کنار هم می گذرانند تا به دو بیشعور تمام عیار احساس قدرت و تسلط بیشتری دهد.

نسخه ساده تری از این سناریو در مناسبت های رسمی تری مثل جشن تولد و عید سال نو اجرا می‌شود. در چنین مجالسی فقط یک هدف دنبال می شود یک نفر با دستاویز قرار دادن آداب و رسوم در پی آن است که بر تمام افراد خانواده بزرگ اعمال قدرت بیشتری کند. به زودی هر یک از اعضای فامیل متوجه می‌شوند که همه اینکارها ریشه در بی شعوری دارد اما کمتر  بستگانی پیدا می شوند  که برای متوقف کردن این بازی‌ها و ایستادن در مقابل این بی شعورهای اجتماعی کاری بکنند.حقیقت آن است که بیشتر این  بیشعور های خانوادگی با دعای خیر افرادی که طعمه شان شده اند پیشرفت هم میکنند.

زیرا عموما افراد عادی تمایلی به ایجاد دردسر ندارند. نتیجه تمام اینها این است که بیشعوری این نوع بیشعورها روز‌به‌روز  ریشه دار تر و موقعیتشان  تثبیت می‌شود.

هیچ  بلایی  خانمان سوزتر از بیشعوری نیست.

 

تمرین ها

۱-  چند بیشعور در بین بستگان  درجه اولتان  میتوانید بشمارید؟ در بین بستگان درجه  دو  چند تا؟ خصوصیات آنها چیست؟

۲- هر چند وقت یکبار دوستانی انتخاب میکنید که بی شعوراند؟ این مطلب بیانگر چه چیزی میتواند باشد؟

کتاب بیشعوری-نویسنده خاویر کرمنت-مترجم محمود فرجامی-انتشارات تیسا-خلاصه شده توسط مریم دریاگرد

نوشتن دیدگاه