جمعه, ۱ تیر ۱۳۹۷

  • آپارت

فصل چهاردهم: تجارت به مثابه بی شعور

“به جای تولید ناخالص ملی،  به جای جدیدی از بیشعورهای خالص ملی تولید می‌کنیم.”

 از کتاب  خلوص ملی

 

برای درک درست بیماری بیشعوری بسیار مهم است که بدانیم این بیماری فقط افراد را آلوده نمی کند ، بلکه گروه های عظیمی از مردم، از اهل تجارت گرفته تا اعضای اتحادیه ها ، از گروههای سیاسی تا محصلان مدارس و دانشگاه ها ممکن است به این بیماری آلوده شوند و به طور جمعی مثل بیشعورها رفتار کنند. بعضی وقت ها هم کل جامعه مثل بیشعورها رفتار می کنند و گرنه چگونه ممکن است کشوری علیه کشوری دیگری جنگ راه بیندازد؟

یکی  از حوزه‌های مهم اجتماعی که ویژگی‌های بیشعوری را می توان در آنجا دید حوزه تجارت است. مهمترین عامل آلودگی تجارت به بیشعوری رابطه تنگاتنگ آن با صنایع نظامی است.بده بستان خوبی بین این دو برقرار است، به طوری که به نظر می رسد هم زمان دستشان  توی جیب های هم باشد.

فقط یک چیز مانع از آن می شود که تجارت به طور کامل بی شعور شود (بر خلاف دولت) و آن بازار آزاد است که تجارت را مجبور می‌کند مولد باشد.البته ذات تولید با بیشعوری ناسازگار است اما تجارت مولفه‌هایی را در خود دارد که حتی در صورت مولد و رقابتی بودن هم به واسطه آنها، با بی شعوری هم از منظر فردی و هم از منظر اجتماعی اشتراک دارد. مثل:

 حرص و آز

رقابت

جاه طلبی

وظیفه نشناسی اجتماعی.

به دنبال برتری بودن چیز خوبی است اما در تجارت گاهی هدف اصلی یعنی کسب سود مشروع و قانونی فراموش می‌شود. هنگامی که رو کم کنی،  حرکات تبلیغاتی، کسب امتیاز بیشتر، طراحی بازپرداخت های کلان و قمار بر روی سوداهای زودبازده از هدف اصلی تجارت مهمتر باشند، آنگاه تجارت بیشعور شده است.

وقتی مدیران شرکت هایی که هر سال ضرردهی دارند پاداش‌های نیم میلیون دلاری بگیرند تجارت بیشعور شده است.

وقتی شرکتهایی که به خاطر توقف تولید محصولات یا ارائه خدمات شان، اعلام موضوع شده اند همچنان به فعالیت شان ادامه دهند تجارت بیشعور شده است.

وقتی صاحبان صنایع سعی کنند ما را متقاعد کنند که مصرف این همه سوخت فسیلی هیچ آسیبی به محیط زیست نمی رساند و آبزیان هم از پسماندهای کارخانه های آنها خوششان می آید آن وقت است که تجارت بیشعور و در حقیقت بیشعور تمام عیار شده است.

البته بیشعوری در دنیای تجارت چیز تازه ای نیست. اما تجارت مدرن، این هنر مگو را به دو شیوه تثبیت کرده است. یکی روابط پرسنلی و دیگری روابط عمومی.

روابط پرسنلی را حتما مدیری اختراع کرده است که می خواسته با کارکنانش به طور سیستماتیک به عنوان بیشعور رفتار کند .کار کارکنان بخش روابط پرسنلی این است که با ارزانترین روش ممکن کارکنان را متقاعد کنند که شرکت هوای آنها را دارد و مواظبشان  است. آدم هایی که در این بخش کار می‌کنند با دقت در تمام هنر های معمول بیشعوری نظیر زبان بازی، دسیسه چینی، حقه بازی، دروغ گویی و ارعاب ورزیده شده‌اند.

روابط عمومی برای سازماندهی رفتار بیشعورانه تجارت در داد و ستد با مردم به وجود آمده است.

تمرین ها

۱- اگر از شما بخواهند که مادربزرگتان را برای پیشرفت کاری بفروشید، چه مبلغی روی پیرزن قیمت میگذارید؟

۲- اگر موقعیتی پیش بیاید که بتوانید در تاریکی از پشت به رقیبتان حمله کنید، از چه نوع سلاحی برای این کار استفاده می کنید؟ اگر به جای رقیب؟ همکارتان باشد چه  سلاحی به کار می برید؟

 

کتاب بیشعوری-نویسنده خاویر کرمنت-مترجم محمود فرجامی-انتشارات تیسا-خلاصه شده توسط مریم دریاگرد

Related posts