پنج شنبه, ۳۰ فروردین ۱۳۹۷

  • آپارت

هیچ‌چیز ارزش شکستن دلى را ندارد

زن پایش را محکم‌تر روى پدال گاز فشار داد، باید خودش را سریع‌تر مى‌رساند…

… نه‌ه‌ه!! (صداى برخورد با ماشین جلویى…)

ماشین کاملا نو بود؛ چند روز بیشتر نبود که آن را از نمایندگى تحویل گرفته بودند. چطور و چگونه باید جریان تصادف را به شوهرش توضیح مى‌داد… خدایا!

باید مدارکش را براى ارائه به پلیس حاضر مى‌کرد. در حالى که از یک پاکت قهوه‌اى رنگ بزرگ، مدارکش را بیرون مى‌کشید، کاغذى از داخل آن روى زمین افتاد. روى آن کاغذ نوشته شده بود:

«عزیزم، در صورت تصادف یادت باشه که من تورو دوست دارم، نه ماشین‌رو!»

زن، نفس راحتى کشید و آرام گرفت و با لبخند از ماشین پیاده شد…

نکته:

یادمان باشد که وقتى پیراهن‌مان با اُتو مى‌سوزد، قشنگ‌ترین ظرف کریستال‌مان مى‌شکند، دیوارهاى خانه خط‌خطى مى‌شود و… هیچ‌کدام ارزش شکستن دلى را ندارد! هیچ‌کدام!

برگرفته از جلد سوم کتاب «زنــدگی کن!» 

Related posts