سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۷

  • آپارت

فصل هجدهم: کار کردن با بیشعورها

فصل هجدهم: کار کردن با بیشعورها
” اه، باز هم یه بیشعور دیگه”. جرج، در جلسه معارفه رئیس جدیدش   بسیاری از مردم می خواهند بدانند که آیا میشود با بیشعورها کار کرد و در عین حال حرمت و شخصیت خود...
بیشتر

فصل سیزدهم بیشعور شاکی

فصل سیزدهم بیشعور شاکی
“فیلوس گفت:”خوب برو از دستم شکایت کن” مورچوس گفت:” همین کار را می کنم” وکیل زبردستش گفت:” پایت را بگذار رویش” فیلوس هم گذاشت...
بیشتر

فصل دوازدهم بیشعور بیچاره

فصل دوازدهم بیشعور بیچاره
” کاری نیست آدم نتوانند خانواده اش را مجبور به انجام آن بکند. اگر پاش افتاد یک بطری اسید  لوله بازکنی  را هم باید یک ضرب سر کشید.” کیتی،  یک بیشعور تحت درمان...
بیشتر

فصل یازدهم بیشعور دیوان سالار

فصل یازدهم بیشعور دیوان سالار
  ” تا هنگامی که لوحه ای گلین نانوشته است کار شما پایان نگرفته است.”   صاحب دیوان کوروش پنجم به زیر دستانش   برای آدم بیشعور هیچ چیز نا امید کننده تر و خرد کن...
بیشتر

فصل دهم:بیشعور عرفان باز

فصل دهم:بیشعور عرفان باز
    “چاکرایت را باز کن و این را بگذار توش” شرلی ام. در حال انرژی دادن به یک  آدم متعصب   اگر بیشعورهای مقدس مآب نمی‌توانند هیچ چیز خوبی در دیگران ببینند،در مق...
بیشتر